رنجنامه های مرد متأهل

دلنوشته ها و درد و دل هایی که هیج کجا غیر از اینجا نمی توانم بیان کنم.

رنجنامه های مرد متأهل

دلنوشته ها و درد و دل هایی که هیج کجا غیر از اینجا نمی توانم بیان کنم.

رنجنامه های مرد متأهل

با سلام
گفتم با کسی که نمی توانم درد و دل کنم و از مشکلات و تنهایی هایم بگویم.لذا آمدم اینجا تا خودم را تخلیه کنم.
نظرات رو چون فرصت نمیکنم بدون پاسخ تایید میکنم و یا مختصر پاسخ میدم لذا خرده نگیرید.
تنهایی های من پایانی ندارد
از دیروز تا فردا بر بوم دل تنهایی را نقش زده ام
تنهایی را ستوده ام
تنهایی را بوییده ام
تنها یی را در کنج دل نهاده ام
و اکنون از تنهاییهای دل می نگارم

آیدی کانال : https://t.me/rangnamee
یا : @rangnamee

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان
آخرین نظرات

چقدر بده فاصله انداختن بین اعضای خانواده

سه شنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۳، ۰۱:۳۸ ب.ظ

با سلام

قراره داداشمون که با هم در یک ساختمان هستیم برند مستقل بشند و آپارتمانی بخرند.

مسلما من به عنوان برادر بزرگتر و داشتن تجربه بیشتر باید تا جایی که بتونم همراهیش کنم. مثلا چند مورد خونه دیده بود و پسندیده بود از من خواست برم ببینم و نظرم رو بگم.

خب تنها کس داداشم من هستم تو اینجا ولی متاسفانه سرکار همسر با بی رحمی تموم میگند تو حق نداری بری خونه ببینی براش. چرا برای داداشت انقدر وقت میزاری اما برای من نه؟ ...

در حالی که من همش یک ساعت بیشتر وقتم گرفته نمیشه و اونم در زمان بیکاری و عصرها میرم اما وقتی کینه و حسادت باشه این چیزا قابل هضم نیست.

همین رفتار سرکار باعث شده من با برادرم کمی سرد شوم. برادری که واقعا مظلوم و مودب هست و چقدر برام خوبی کرده و میکنه.

تو رو خدا بخاطر حسادت هاتون یا هر چیز دیگه که خوب بلدید توجیه کنید باعث دور شدن عاطفی همسراتون از خانواده هاشون نشید. زندگی با همین پدر و مادر و خواهر و برادر شیرینه.

برکتی که تو وحدت و محبت بین اعضای خانواده هست هیچ جای زندگی پیدا نمیشه.اما افسوس که خیلی از خانم ها بخاطر خودخواهی های خودشون و حسادت این برکت رو از بین بردند.

نباید پا بزاری خونه مامانت یا حق نداری به برادرت پول قرض بدی یا حق نداری با برادرت رفت و آمد کنی یا من دیگه پامو خونه مامان یا برادر یا خواهر و ... نمیزارم و الی ماشالله از این کارهای شیطان دوستانه.بعلهههههه

 

پ. ن: شاید داداشم بره خیلی از مشکلات هم کمتر بشه . البته قراره داداش بعدیم به جاش بیاد(نیشخند) ولی سرکار همسر با این جاری سومی خیلی مشکل نداره و روحیشون به هم میخوره. متاسفانه سرکار همسر به جاری دوم از ابتدا حتی یادمه رفته بودیم برای خواستگاری هم حسودی میکرد یعنی اول کار.

پ .ن : منظورم از این پست بعضی خانم ها بودند و الا خیلی هاتون فرشته اید. بعلهههههه

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۱۸
مرد تنها

نظرات  (۶۳)

 من اوایل ازدواجم فوق العاده رابطه خوبی با خونواده همسرم داشتم اما دیدم از همون اول چطوری نیش زبون بهم می زنند و زندگی رو زهر می کنند آدمهایی که دایماً از خونوادۀ من توقع داشتند براشون کادو بخرند و مهونی و .... ولی نوبت عروسشون که می شد بی ارزش ترین چیز رو برام می خریدند یا کلا نمی خریدند و کلی منت میذاشتند. تا اینکه رابطهام باهاشون سرد شد. جالبه بدونید وقتی بفهمند پسرشون باهام خوبه تحت هر شرایطی یه دعوا بین ما درست می کنند. برادر شوهرم و مادر شوهرم فوق العاده شوهرم رو تحریک می کنند. پدر شوهرم هم تابع زن و پسرش هست. من  ساله ازدواج کردم و شوهرم بیکار بوده و سه شیفته کار کردم وهمش از خودم به نفع اون گذشتم حالا یه ماهه رفته سرکار اون چنان تحریک شده که امروز برای ده هزار تومن پولش خورد و نابودم کرد. میگه تو اومدی من رو غارت کنی. حالا که دارم این ها رو می  نویسم وحشتناک دلم گرفته و آرزوی مرگ دارم.

سلام من یه دخترمجردم یه خواهربزرگترازخودم دارم که ازدواج کرده ویه خواهر کوچکتر ازخودم که مجرد است الان یه هفته ای میشه که دوتا خواهرم باهم قهرن به خاطر خبرچینی مادرم مادرم باگفتن یه سری ازحرفا که اصلا لزومی نداشت بگه رابطه بین خواهراموخراب کرد حالا وقتی به فامیل خودش میرسه روزه سکوت میگیره وبه ماهم میگه ساکت باشید وازکسی به کسی خبرنبرین چون خوانوادشو خیلی خیلی دوست داره ومیترسه رابطشون خراب بشه درصورتی که اصلا خوانواده نرمالی نداره وتاحالا چندباری همشون باهم قهر کردن جز مامان من که هیچوقت باکسی از خانوادش (خانواده پدریش )قهر نبوده ولی الان به خاطر یه خبرچینی وبه خاطر مامانبزرگم بی مورد رابطه دوتا خواهرامو به شدت خراب کرده به حدی که دیگه خواهرم خونمون نمیاد وخواهر دیگمم میگه اون خواهرم حق نداره پاشو خونمون بذاره این وسط مامانمم ازخوشحالی قندتودلش اب میکنه یه بابای مریض دارم توروخدا برا سلامتیش واینکه  بااین همه تنش ودعوا توخونه دوباره مریضیش برنگرده ان شاءالله تعالی دعاکنید ممنونم
سلام. من دوتاجاری دارم که باهم خواهرن...جاری بزرگه فکرمیکنه اختیار دارهمه چیزه وهمه جاخودشو بزرگتر میدونه ودلش میخوادبگه فقط حرف من وکارمن درست....پشت سر شوهرمن یه دروغی گفته که همه رواز روهم انداخته...متاسفانه متاسفانه اطرافیانشم باور کردن درصورتی که این حرف اصلا گفته نشده ولی برای اینکه همه رو بدبین کنه این حرفو به دروغ زده.حسودی بد چیزبه....من که موندم چکارکنم فقط به خدا واگذارشون کردم همین..........
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام راستش من پسر بزگ خانواده هستم خانواده خودم قبلا خیلی احترام بهم میگذاشتند ولی ال نه بع خودم نه به زن و پچه هام احترام میگزارند البته داداش بعد از خودم که ازدواج کرد خاواده ام بیشتر به اون و همسرش احترام میگزارند با ای حالی که همسر من خیلی بیشتر برای خانواده ام کار میکند و احترام میگزاره ولب باز اونا را بیشتر میخواهند اگه میشه راهنمای و کمک کنید اگه ممکن هست بهم پیامک یا ایمیل کنید
شماره تلفن ***********
ایمل:********** *************
 خواهشمندم کمک کنید حتما
پاسخ:
سلام
برای کمک به نظر باید اطلاعات بیشتری دانست.
خیلی مواقع ما خودمون اینطور فکر می کنیم و الا در واقع هیچ فرقی قائل نیستند.
سعی کنید رفت و آمدتون رو متعادل کنید.

سلام

جریان من دقیقا برعکسه

الان حدود 4 ماهه که شوهرم با خونوادم قطع رابطه کرده

خیلی دارم عذاب میکشم با این زندگی تنهایی که برامون درس شده تو این 4 ماه تقریبا هیچ کس نیومده خونمون و هرجا هم رفتیم تنها رفتیم هر دومون

البته من چندجایی از خونوادش که دعوتمون کردن رو همراهیش کردم ولی اون نه

و میگه هرجا دوس داری برو ولی من نمیام.

هر راهی رو امتحان کردم ولی درس نمیشه

دیگه دارم کم میارم.. 

پاسخ:
سلام
سعی کنید با زیرکی رابطه رو اصلاح کنید.
با سلام..من والا جاری دارم  ایشون سید هستن عروس دومی اند اما از من بزرگترند من خیلی دوسش دارم و احترام براشون قائلم .همین روزا از پیش ما میرن جای دیگه  خیلی ناراحتم  چون اینجا کسی رو ندارم....جاریه خوب نعمته به خدا...عوضش همسایه ای دارم که خونم و تو شیشه کرده خدا نسیب نکنه ایشالا...خوش باشین
پاسخ:
سلام
از محبت خارها گل می شوند
سلام
من اولین باره میام اینجا
هنوز همه پست ها رو نخوندم ولی از یه وبلاگ دیگه که اینجا رو پیدا کردم کم و بیش اینطور متوجه شدم که از زندگیتون راضی نیستین
خوب من توی زندگی شما نیستم و نمیتونم قضاوت کنم که حق باکیه...خدا میدونه
ولی مشکلتون هرچی هم که هست...همسرتون هر عیبی هم که داره آیا درسته که شما به عنوان یه آدم مذهبی درباره ایشون تو فضای اجتماعی بنویسین؟
ایشون راضی هستن از این مساله؟
اگه راضی هستن که هیچ
ولی اگه نیستن این کار شما اسمش حق الناسه...حتی اگه اسم و نشونی هم از همسرتون ندید
زن و مرد لباس همدیگه هستن...یعنی پوشاننده عیوب هم نه آشکار کننده اون اونم بین آدمهای غریبه!
موفق باشید
پاسخ:
سلام
خوش اومدید.
چرا حق الناسه؟؟؟؟ کی ایشون رو میشناسه؟
اصلا تعریف حق الناس چیه؟مصادیقش چیه؟
سلام.پرواجون باشماموافقم...دوتاهوودریک خانه جامیشن امادوتابقچه جاری یک جانمیمونه.(من جاری 7تادیگرم)
یادم رفت بگم اون همعروسا پولدارن شاید منو کم میبینن اما من درس خونده ام و خانواده خیلی معروفی دارم و حتی بابام سرشناسه تو شهرمون اما اونا اینجوری نیستن خواستم به خانم های دیگه بگم پولدار بودن دلیل بر برتری از همعروستون نیست البته بعضیا اینجوری نه همه...و اینکه برتری یه زن به مهربونی و درک و فهم و سوادش نه تیپ و آرایش نه کفش پاشنه بلند و نه جواهراتی که به زنای دیگه نشون میدن اینکار فقط تو دل بعضی زنای ساده حسرت میزاره و باعث میشه شوهرشون رو اذیت کنن بخدا راست میگم همعروسام وقتی پدرشوهرم واسه زنش طلا میره اونا حسودی میکنن جنگ راه میندازن تو خونه من یجوری از طریق دوستای خیانتکار شون یا خودشون با خبر میشم اما بخدا باز به دلم بد نمیارم دوست داشتم باهم دوست و صمیمی میبودیم . . .اگه اینارو تایید کنی بزاری ازت ممنون میشم آقای تنها امیدوارم زودتر باهم خوبتر شید. 
سلام آقا من هنوز مادر نشدم 5 ساله متاهلم ...میدونی دوست ندارم خانومت رو مقصر بدونم بی اینکه حرفاشو شنیده باشم خیلی هم دلم میخواد باهم خوبتر باشید میدونی بهش خیلی صمیمی بگو که جز خوبیهامون و محبتمون چیزی نمی مونه واسمون ...منم مشکل دارم ولی سعی میکنم بدی نکنم مخصوصا حسادت ...یا بگو تو از اونا برام با ارزش تری چون بچه هامو برام آوردی ...شاید بعضی وقتا یه حرف خیلی ساده که شاید از رو غرور و بدی کسی دوست نداشته باشیم بگیم باعث آرمش هردو بشه بهش میگن معجزه من بهش اعتقاد دارم به عنوان یه زن!
پاسخ:
سلام
عه ؟ آخه یه جور نوشته بودید فک کردم دوتا عروس خودتون دارید. بله اما باید گوش بده
سلام کلوجه جان شما نمک این کامنتدونی هستی وروجک.برای بانو ساره متاسف شدم امیدوارم زودتر خوب بشن 
سلام
چه عجب.
نه دعوا نگرفتم...اگه چیزی نمی خرید هم باهاش دعوا نمیکردم...همین یادش بود کافی بود برام.



سلام

چرا آپ نمی کنید؟؟؟؟
قراربود ی پست فقط ازخوبیهای خانووم خونتون بگید.
منتظرم پست بعدیتون این باشه...
وقت کردیدبه ماهم سر بزنید.یک طرفه نباشه.
پاسخ:
سلام
میکنم ان شالله.
فعلا زوده بعدا
شما نمیدنین جاری ها چه موجودات خطرناکی هستن، خانمتون حق داره.
من سه تا جاری دارم که که اول کار که شوهرم خواست معرفیشون کنه برام گفت دو تا شون خرده شیشه دارن ولی یکیشون بهتره. ولی همونی که گفته بود بهتره، یک بلایی سر زندگی ما آورد که نگم بهتره.
اگه این جاری همون جاری ای باشه که میگین خوش سر و زبونه، بدونین زنایی که زبون میریزن بیشتر از بقیه تو دلشون کینه و بدخواهی دارن و اونا رو زیر زبونشون مخفی می کنن.
اگه این جاری همونی باشه که بوی غذاش مستتون کرده بود دیگه بدتر. خب میشه گفت میدیده که زن شما بارداره و شاید نتونه غذای خوب بپزه برای اینکه دل زنتون و شوهرش که شما باشین رو بسوزونه و زنتون پیش شما بیکفایت جلوه کنه، عمدا بوی غذاش رو موقعی که شما از سر کار میاین راه مینداخت. این جور رفتارها شاید برای شما مردا قابل فهم نباشه ولی برای ما زنا که ریز بین هستیم، به چشم میاد، یعنی ما خرده شیشه های آدما رو خیلی سریع تشخیص میدیم
به همسرتون خرده نگیرین، با برادرتون خوب باشین ولی زنشرو زیاد محل نذارید، این کاررو بکنین ببین رفتار خانتون چقدر فرق می کنه باهاتون
پاسخ:
شماها خودتون همگی یا جاری هستید یا خواهید شد.
از جاری یه هیولا برای من ساختید.

سلام یکی به داد من برسه من شوهرم همیشه میگه من خانوادم رو بهتر میشناسم رابطه اش محدوده ومن همیشه سر این قضیه باهاش بحث میکنم که بیشتر به خانوادهاش سربزنه وحال برادرهاش رو بپرسه ولی ایشون اصلا به خرجش نمیره وخیلی معمولی ومتوسط با خانوادهاش رابطه داره ومیگه اینطوری بهتره میگه من اونا رو بهتر از تو میشناسم ولی سر همین کم کاریهاش همیشه مادر شوهرم منو مقصر میدونه ومیگه بچه های من تاوقتی ازدواج نکرده بودند صمیمی تر بودند واین منوخیلی زجر میده ولی نمی دونم تو جوابش مادر شوهرم چی بگم؟؟؟؟ البته اونا هم باپدر ومادر خودشون همینطوری بودن ومن وقتی  واقعا براشون دل میسوزونم بعدش خیلی ضربه میخورم وشوهرم میگه حقته وسرزنشم میکنه چرا حد خودم رو حفظ نمیکنم!!! ولی من توخانوادهام اینطوری نیستیم وکلا بیشتربه فکر هم هستیم حالا راهکار شما به من چیه واقعا ؟؟
شوهرم هر هفته میره خونه مادرش وسر میزنه توهفته اصلا زنگ نمیزنه سفر بریم اصلا تماس نمیگیره اونا هم تا کار نداشته باشن تماس نمیگیرن وچیزی به اسم از حال هم باخبر بشین ندارن از روی غرورشون مبارک باشه هم ندارند توهیچ چیز جدیدی وتنها کسی که تو این خونه دوازده سال هست که تبریک واحوال پرسی ودلمون تنگ شده  وسفر بخیر وزیارت قبول گفته من بودم !!! خونه برادرهاش سالی یه بار اگه خونه مادرشون همو ببینن همونه خونه هم نمیرن بااینکه مادوتا جاری باهم خوبیم وسومیه فقط کلا با همه مشکل داره حتی مهمونی هیچکی رو از حسادت نمیره فقط شوهرش میاد بدون هیچ توضیحی.حالا بااین خانواده من چطور رفتار داشته باشم که کلا همه رو تقصیر عروس میندازن وفکر میکنن باید عروسشون تو زندگی پسرشون خوش نباشه <مثلا سفر بریم خیلی اخم تخم دارند یه مدتی >وبهش سخت بگذره تا اونا دلشون معلوم نیست برای چی؟!! خنک بشه
ببخشید دلم پره حالا شما بگید من چه کنم؟؟؟ مام یه نمونه ایم دیگه......
پاسخ:
سلام
خب رضوان خانم همسر شما خانواده خودش رو بهتر از شما نمیشناسه؟ یقینا بهتر میشناسه پس حتما یه چیزایی میدونه که شما نمیدونید.
پس حتما بهش گوش بدید مخصوصا که خانواده خودش هست.
من خاله ای دارم که اخلاق های خاصی داره و از بچگی خوب میشناسمشون و به سرکار همسر گفتم کمتر باهشون رفت و آمد کن و متعادل باش که گوش نکرد و گذشت تا اینکه با هم به مشکلات بزرگی برخورد کردند و بسیار از هم رنجیده شدند و بعد فهمید چرا میگفتم کمتر بره و بیاد.
شما کار به کارشون نداشته باشید و زندگی خودتون رو بکنید بزارید تقصرات رو گردن عروس بندازند.مهم نیست
 آقای رییس...بازسلام..
مادرجون اصلا مثل مادرشوهرا نیستن،بگم مثل مادرمه بازم دروغه.ایشون بااین سن شون صمیمی ترین دوست من هستن شما نمیخواد ناراحت بشین .ازهمه چی خبر دارن والان هم پیش شون دارم مینویسم.به همه سلام میرسونن.
اما رفتارحضرت آقای من(شوخی با مادرجون):
مثلاآخرین روز شبکاری،صبح رسیده خونه،هنوز لباس کار تن داره.نخوابیده.میگه امروزباید بریم مسافرت.چون هفته گذشته به داداشم قول دادم باهاش میام.یکساعت دیگه حرکت!!!داداشش وجاری ازهفته گذشته خبر داشتن ولی من بیچاره الان باچشم خوابالود تازه فهمیدم.میگم نمیشد لااقل دیشب داشتی میرفتی سرکار بهم میگفتی؟میگه نه.زن باید آنلاین باشه.میگم چراجاری آنلاین نیست؟میگه داداشم اونجوری دوست داره من اینجوری.میگم نمیرسم وسایل جمع کنم.میگه چه قدر غرمیزنی...بحث بالامیگیره....
پاسخ:
سلام
خب اگه پیشتون نبودن اینطور تعریف می کردید؟؟؟؟ شوخی میکنم مادر ساره مهربونیش بر ما ثابت شده است و شکی نیست.
خب طبق این یه مورد که نمیشه قضاوتی کرد.
سلام آقای رییس...(حاج خانوم گفتن اینجوری خطاب کنم)
من عروس حاج خانوم ساره ام.گوشی خودشونو دادن دستم گفتن رنجنامه شمارو بخونم.بعضی پستها و کامنتها رو خوندم.خدایی عجب اخلاقی دارین بدتر ازشوهرم.اونم میگه من زیاد غر میزنم ولی نمیگه خودش چی کارمیکنه که غرمنو در میاره.اما اینجارو که خوندم،ی کمی دلم براش سوخت.چشم دیگه غر نمیزنم.یعنی کمتر غر میزنم.مادرجون میگن زن بایدحرفشو رک وبدون کنایه درآرامش وفقط هم یکبار به شوهرش بزنه.چون مرد زبان کنایه رو نمیفهمه،بلد نیست.این زبان مشترک زنهاست.چند بارگفتن هم مردو دلزده میکنه و لج شو درمیاره.به نظرم درسته ولی با این اخلاقی که شما آقایون دارین خیلی سخته.مادرجون گفتن من اخلاقم شبیه اخلاق خانوم شماست.اما خداروشکر گفتن که شماهم اخلاقهای شوهرمو دارین.
راستی حاج خانوم حالشون اصلا خوب نیست وبستری هستن برای سلامتیش دعا کنین.


پاسخ:
سلام و ادب
این مادر چه میکنه. عروس خانم رو هم کشونده اینجا!!!
دلتون سوخت یعنی میدونید خیلی جاها زیاده روی می کنید.
میشه بگید مثلا چکار میکنه که غرر میزنید؟(البته مسبب دعوا نشیمااااا بالاخره مادر شوهر اینجاست. هر چند مادر بسیار فهمیده هستند و مشکلی پیش نمیاد.)
عه چه بد.
کاش میشد حالشو پرسید.ناراحت و نگران شدم

سلام...
گاهی رفتار خود مردا یه جوریه که حساسیت ایجاد می کنه
به نظر من زن خونه باید احساس کنه همیشه در اولویت هستش... در مورد شما نمی دونم چه جوریه!

اینکه راهنمایی خواسته بودم، خب اگه وقت داشته باشید و یه نگاهی به وبلاگم بندازین دستتون میاد... اگر نه که در فرصتی براتون میگم. الان درگیر یه امتحان هستم... دعا کنید موفق بشم.
پاسخ:
سلام
توضیح بدید ممنون میشم.
۲۲ شهریور ۹۳ ، ۰۹:۳۷ گلناز ( مادرانه های یک مادر حساس)
اولا دست باباتون درد نکنه که به بچه هاش خونه داده . پدرشوهر من با اینکه پولداره ، خسیسه . یک چیزی تو مایه های اسکروچ ....
دیگه اینکه خودتون رو جای همسر بگذارید شما دوست داشتید با خانواده همسرتون تو یک جا باشید یعنی برعکس این حالت . الان می گی اره ولی خودت هم می دونی یک سری مشکلات پیش می آد و طبیعیه ...
راستش ما زن ها حسودیم . دست خودمون هم نیست . خوب خانمتون به زن داداشتون حسودی می کنه که اونها خونه دار می شن اما شما نه هنوز . جاری منم که از من بزرگتره از وقتی ما خونه بزرگتر و بهتر از اون خریدیم با اینکه سعی می کنه ظاهرشو آدم خوبه نشون بده ، اینقدر به این موضوع حسودی کرد که یادم نمی آد تو این یکسالو خرده ای اون به من زنگ زده باشه . همش من زنگ می زنم اگه بتونم . البته بهترا ....
پاسخ:
سلام
شرایط اقتضا بکنه بله
اشتباه می کنید حسودید و انقدر راحت نپذیرید این مشکل رو. وضع ما خیلی بهتر از داداشمونه.

خب داداش ِ من یک کم سفت باش! یک کم سیاست به خرج بده. مثلا با برادرت بری و بیای برای خانمت هم یه کار خوبی کرده باشی (یه هدیه کوچک، غذای بیرون، نمی دونم ازین کارای زن پسند) خب تشویق می شه مانع نشه که هیچ خودش راهیت کنه! یا بیای خونه بگوبخند راه بندازی نه این که بری تو فاز افسردگی یا از برادرت تعریف کنی و آتیش بیار معرکه بشی

یا مثلا به خانم بگو شما که خیلی باسلیقه ای بیا و کمکم باش! بابرادر هم هماهنگ کن

بقیه هم گفتن این قدر همه خبرارو نبر پیش خانم.

 

آخه چرا شما مردای جدید این قدر کم تدبیر شدین آقا دکتر؟!  

 

پاسخ:
سلام
خب خانم ها وفتی بی تدبیر باشند به آقایونم سرایت میکنه دیگه.
سلام به همه
سلام ویژه به آقای رییس...
خیلی دیر به دیر میای رییس خان....
اومدم بگم برای رهبر عزیزمون دعا کنیم تا زودتر سلامتیشونو به دست بیارن.....انشاءالله.
      
پاسخ:
سلام و ادب
دیگه چه کنیم فرصت نمیشه
بله شکر خدا دیروز بلند شدند و بهترند. ان شالله تا ظهور حضرت سایه شون بالا سر ملت باشه.
جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی؟
                                         دل در غم عشق تو رسوای جهان تاکی؟
چون جان ودلم خون شد در درد فراق تو
                                          بر بوی وصال تودل برسرجان تا کی؟
نامد گه آن آخر کز پرده برون  آیی؟
                                        آن روی بدان خوبی درپرده نهان تاکی؟
در  آرزوی رویت ای  آرزوی جانم
                                       دل نوحه کنان تا چند جان نعره زنان تا کی؟
گفتی به امید تو بارت بکشم ازجان
                                         پس بارکش ار مردی این بانگ فغان تا کی؟
              
فرشته جان اگه بدونی همین وروجک با مشاوره های مجانی ک به عمو تنها داده باعث شده چقدر از مشکلاتش کاهیده شه....عمو به دوستان بگو ک چ بهره ها بردی خخخخ
مزاح بود..منم از دیدگاه خوده بی تجربه ام ی نظراتی میدم امیدوارم مفید واقع بوده باشن....
عمو میگم این دختر عمو کی دیده ب جهان میگشایه دیگه؟؟؟؟طبق محاسبات من الان میباس2 ماهم از تولدش گذشته باشه[کلوچه در انتظار اومدن نی نی]
پاسخ:
بله سرکار وروجک استادی هستند برای خودشون ما قدر نمیدونیم.
در محاسباتون تجدید نظری بنمایید.
۲۱ شهریور ۹۳ ، ۱۳:۲۴ یکی از همین جامعه

سلام

کسی که واقعا دنبال خوشبختی باشه و عینکش رو کمی جابجا کنه مسیر خوشبختی رو پیدا میکنه به هر طریقی، خوشبخته؛ امیدوارم واقعا عینکتونو کمی جابجا کرده باشید و خوشبخت باشید


سلام
هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههی
پول که ندادن که هیچ یه کمک هم برا جور شدن عروسی نکردن
مثل آوردنه میوه یا شیرنی یا کیک یا.............
چه کنیم.............باز هم خانواده هستن
خدای نکرده یه خار تو پاشون بره دل ما درد میگیره
ولی این هم بگم که گاهی اوقات چنان عصبانی میشم از دستشون که کللللللللللللللللللللللللللللللی دادو بیداد میزنم سر همسر بیچاره
ولی سریع میرم عذرخواهی میکنم
کلا یه عادت خیلی بدی دارم من اینه که نمیتونم با جناب همسر قهر بمونم یا از دستم ناراحت بشه سریع میرم عذرخواهی
واقعا خیلی بده
پاسخ:
سلام
خب کمک نکنند. چرا باید توقعات بالایی از اونها داشته باشیم؟ میدونید خیلی از پسران هستند که خرجی پدر رو هم میدند.
بنظرم این توقعات باعث خیلی از اختلافات و مشکلات شده.
کار خوبی می کنید قهر نمی کنید.روش تذکر دادن قهر نیست.
دست شما درد نکنه....
حالا دیگه منو دست میندازین؟؟؟؟
یکی طلبت بچه جون......
حاجیم مپرسن:سرکلاس هم اینقدر بامزه ای؟
پاسخ:
سلام
نه خدا نکنه . شما و حاجی تاج سر مایید.
سوالم جدی بود.

سلام. ..خوبید؟ منم دوتا هم عروس دارم اونا با من خوب نیستن نمیزارن برادرشوهرام به شوهرم کمک کنه یا حتی اگه بابا مامانش هم کاری واسه ما کنن اونا حسودی میکنن تازگیا اینو فهمیدم ولی نمیتونم کاری کنم جز دوستی و محبت شاید عوض شن ولی شما به ایشون یه جوری حالی کن که درک کنه و به داداشت و خانواده کمک کن و همیشه باهاشون باش .کی محرم و عزیزتر از خانواده س هر کی بد کنه به خودش میکنه به خانمت بگو همانطور که تو و بچم عزیزید برام خانوادمم عزیزه بهش بگو حتی اگه درک نکنه...
پاسخ:
سلام و ادب
ممنون خوبم شکر خدا
پس شما هم یک مادر دلسوز و با تجربه هستید. استفاده میکنیم از نظرات و مطالبتون.
خب گوش ندید .همیشه که نباید گوش داد.عادت کردن ایشون.
به وبلاگ منم سر بزنید
شاید چرت باشه ولی درد دل هست دیگه!!!!
سلام.خوبین؟
واااااااای یه طرفه تورو خدا به قاضی نرین
من خانواده شوهرم چه تو جشن عروسیه خودم و چه جشن تولد بچم حتی یک کمک کوچولو هم نکردن واقعن داستانم خیلی طولانیه وگرنه میکفتم برات که چی کارا میکنن
بعد جشن بچم من به همسرم گفتم که من دیگه روابطم و باخانوادت محدود میکنم ولی هربار خودت دوست داشتی برو وبیا
تواز خانواده اونها هستی و احساست با من نسبت به اونها فرق میکنه
شما هم میتونی همین کارو کنی خودت برو بدون خانمت
بالاخره هرکس خانواده خودش حتی بدهم باشن احساسا فرق داره
پاسخ:
سلام
ممنون
چون پول ندادند؟
یادت باشه جدای همه ی حرفها ..... شمازن وشوهرید باهم درددل کنید نه بادیگران .توخونه حرفاتونو یکی کنید تا به بیرون نکشه .وقتی یکی شدید دیگه هیچ کس نمیتونه وحدتتونو بهم بزنه . اون شریک زندگیتونه باهاش همونجورباشید که دوست دارید باخودتون رفتاربشه. واقعا این سخته؟؟
مگه اینکه نخواهید!!
 سلام دوباره...
گلهای عزیزم...زندگی مشترک  به مهارت ،سلیقه وهنر احتیاج داره.نه کل کل ولجبازی...
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
                                         هرکسی نغمه خود خواند واز صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
                              خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
پاسخ:
سلام مجدد
فرق سلیقه با هنر اینجا چیه استاد؟
آقای رییس خان .....سلام....
حرفهای "گربه دم حجله" و"کشیده نروماده"و"خوابوندن توی دهن"خدایی نکرده وسوسه ت نکنه حتی برای یکبار هم اجراش کنی.زندگی ای که حتی یکبارهم پرده حیاء ش پاره شد، فاتحه ش خونده است.درضمن هرگز بابرادرت رابطه ت 
رو سرد نکن.بهترین روش برای خاموش کردن آتش همسر،به اصطلاح ازخرشیطان پایین اوردن،تایید کردن ایشون درهمون لحظه عصبانیته. بعد ازآرامش شمامیتونید حرف خودتونو بزنید.اماخیلیها انجام میدن نتیجه نمیگیرن.بعدمیگن امتحان کردیم نشد.(درست مثل شما که هرچی  راه بهتون نشون میدن،میگین انجام دادم نشدخب پسرگلم،وسط کارت حتما یه جاش لنگ میزنی).بعدازآرامش درحالی که حرف میزنین،قیافه حق به جانب نگیرین.توحرفهاتون بوی لجبازی و حرص طرف رودراوردن حس نشه.جوری صحبت کنین که حرف شمازده بشه درعین حال حس کنه شمادارین حمایتش میکنین.درکل حالاکه ازخرشیطون به زور اوردینش پایین،دوباره خودتون سوارش نکنین. چون باز برمیگردین سرخونه اول شایدهم قبلتر.
پاسخ:
سلام استاد
بله حواسم هست.
بعد این همه سوار شدن و پیاده شدن چشم نکات خوبی بود عمل میکنم.

دقیقا همینی که میگیه همسرت
بی سیاست و بی تدبیر
مدیریت و اختیار داری رو دست خودش گرفته
دیگه نمیگه   نقش مرد چیه    نقش زن چیه

قوی باش.ضعف نشون نده......مممممممممرررررردددددد باش

حرفشو گوش نکن
محکم وایسا بگو :میرم با برادرم بیرون........غر بزنی   میندازمت بیرون
شوخی هم ندارم

جذبه داشته باش



پاسخ:
شما مرد بودی چی میشددددددددددد!!
سلام
حرفتو خیلی قبول دارم آقای رنجدیده. خواهر و برادرا 20-30 سال با هم توی یه خونه زندگی میکنند، همیشه همراه هم اند؛ اونوقت یکی مثل داماد یا عروس میاد با بولدوزر، تیشه میزنه به ریشه ی ارتباط و فکر میکنه شوهرش یا زنش مال خودشه فقط.
والا آدم هم در قبال زن و بچه ش وظیفه داره، هم خواهر و برادر و پدر و مادرش. به خصوص پسر که خیلی وظایفش بیشتره، به خوصوص در قبال والدینش.
من مطمئنم کسایی که اینطوری تیشه به ریشه می زنن، یه وختی بچه های خودشونم همینجوری ولشون می کنند میرن.
پاسخ:
سلام
حتما همینطوره
سلام...خداراشکر برتعداد موافقان مصلحت زندگی مشترک اضافه شده...الحمدالله من نظرم این ضرب المثله :چشمه خودش باید آب داشته باشه وگرنه باسطل آب بریزی بهش چشمه نمیگن.خدابه آقازاده هات رحم کنه موقع انتخاب همسراشون...ازتوعبرت بگیرن یانه؟
پاسخ:
سلام
با دعای شما همه آقازاده ها عاقبت به خیر میشند.
والا چی بگم خدا عاقبتمون رو به خیر کنه
واااا  یعنی چی؟؟؟؟ برادر به برادر کمک نکنه کی بکنه؟
مگه خونه دیدن چیه که....
خب نگین میرین خونه ببینین..مگه باید تو همه کارا اجازه بگیرین ازش؟
پاسخ:
نگم بعدا که میفهمه حسابی باید غرر بزنه.
سلام آقای مدیر وب.....رییس خونه.....
حاجی من یک راه حل برای تمام مشکلات شما داره.میسپارم دست خودش تا خودش بگه.
سلام ...آقای مدیر...
پسرم !چرا سر خودتو درد میاری؟.پدرم (خدابیامرز)موقع ازدواج یه نصیحتی به من کرد که تاامروز زندگیمو بیمه کرده.منم به پسرام گفتم به شماهم میگم:حرف آخروهمیشه مرد باید بزنه.حالاچرا شما اینجوری نیستی نمیدونم.ولی یاد بگیر من بعد شما حرف آخرو بزن و بگو:چشم...بعد میبینی که زندگی شیرین میشود.
پاسخ:
سلام بر استاد و حضرت آقای استاد
خدا پدر شما رو رحمت کنه که نسل پاکی رو از خودشون تربیت کردند و صالحات و باقیات خوبی بهره می برند. حتما براشون خیرات زیاد می فرستید.
عجب نصیحتی!!!
سلام
من ی نتیجه گیری دارم از پستهای شما.
شما یکم برش نداری.چه معنی داره همسرت با جاری مشکل داره شما با برادرت کات کنی.به همسرت قاطعانه بگید درسته جاری اخلاقهای خوبی نداره ولی اخلاق اون نمیتونه در روابط بین خونواده ی من تاثیر بگذاره.همیشه که برادرتون کارش به شما نمیفته.هرروز که خونه نمیخره.بعدش ایشون از شما کمک خواسته حتما باید کمکش کنید.اگر فکر میکنید کارتون درسته که بنظر من هست به غرزدن همسرتون اهمیت ندید چون زور میگه.
جاری من دختر عجیب غریبیه .همه هم میدونیم.ولی شوهرم و برادرش اگر مشکلی باشه کنار همدیگه هستند اصلا هم اهمیت نمیدن خانمها چی میگن.حتی شده ی شب تا صبح شوهر من برای حل مشکلشون خونه نبوده.من حتی زنگ هم بهش نزدم نکنه بگن خانمش نمیزاره با ما باشه.حالا روابط ما اونقدرها نزدیک نیست ولی سر کمک خواستن همه متحدند.
پاسخ:
سلام
آفرین به شما. کارتون درسته.
سلام آقای رییس...میخندین به من وحاجیم.؟حضرت آقای من دارن نگاه چپ به شما میاندازن.میفرمایند:آقا شما زندگی نداری؟؟؟پسرجون برو دنبال زندگیت. اینقدر سربه سر ملت نذار...ملت روگذاشتی سرکار و قند توی دلت عسل میشه واسه حاج خامومت.به عنوان یک پدریه وظایفی دارم کاش بودی پیشم تا ادا میکردم(ازنوع کشیده ومثلاخدایی نکرده کمربند و این حرفها)  
ببخشید نقل ازحاجی بود.بنده بی تقصیرم.
پاسخ:
سلام استاد
من شکر خوردم به شما بخندممممم(نگاه مظلومانه)
به حضرا آقا بفرمایید ما مخلصشم هستیم. بابا گناه داریم بخدا با یک نگاه اخم هم حساب کار دستمون میاد.

سلام.جالبه این وبلاگ هم.بانوان باتجربه و محترم رو جذب میکنه مثل بانو ساره و عمه جان هم کلوجه وروجکو که میاد جو رو عوض میکنه یعنی این ده دقیقه کار مفید که ما میخواستیم برای حلال شدن حقوق انجام بدیم صرف خوندن کامنتای اینجا میشه اقای تنها بدت نیادا ولی کامنتدونی از پست های خودت خیلی جذاب تره 
پاسخ:
کلوچه وروجک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(نیشخند) کاش بیاد اینو ببینه و علکس العملش رو ببینیم.
جواب های کامنت منظورتونه دیگه؟ بله حتما منظورتون جواب هاست.
شما به :گربه رو دم حجله کشتن اعتقاد دارید؟؟؟؟
پاسخ:
به گربه که اعتقاد دارم مخصوصا اون مشکی هاش.
به حجله هم که خیلی معتقدم.
حال گربه اگه بیاد دم حجله باید بکشیش؟ خب گناه داره.این خطای گربه کشتن نیست.

شوخی کردم به طور کلی اعتقاد ندارم اما تا حدودی بله معتقدم.
فکر کنم یه ذره جلوی همسرتون شل اومدین...
سلام....آقای متاهل رییس...
وظیفه معلمی من ایجاب کرد یه غلط املایی ازتون بگیرم.چون چندجا تکرارش کردین....درد و دل یعنی چی؟؟؟احتمالا منظورت درد دل هست دیگه.آره ؟؟؟...حضرت  آقای من یه روز بچه هاوعروسهاشوجمع کردوگفت:زن وشوهرها همیشه برای هم حرف دل دارن.جوری باهم زندگی کنین که بتونین حرفهای دلتونو به هم بزنین نه اینکه نتونین بگین وبشه درد دل  بعدهم مجبور شین به غریبه ها بگین.حالا که وبتونو دیدم،میفهمم باید حرفهاشو باطلا بنویسم قاب کنم به دیوار.(این جمله  رو به  حاجی خودم میگم: حاجی خوبم؛سپاس که درتمام این سالها به حرف دلم  گوش کردی تادرددلی برای دیگری نداشته باشم وببخشای اگردرددلی برایت ایجاد کردم).   
پاسخ:
سلام به استاد وظیفه شناس
بله منظور همونههههه اما فک کنم هر دو درست باشه و تو نگارش مرسوم باشند.
چه حضرت آقایی دارید شما و چه محبت عشقولانه ای می کنید شما و چه غبطه ای میخوریم ما و چه خنده ای می کنند اونا.
دیگه گذشته دوره زمونه کشید زدن مردها خداروشکر زنا مستقل شدن اگه مرد نشه رفیق زندگیشون خیلی راحت زندگیه خودشونو مستقل میکنن گذشت اون زمون که واسه یه لقمه نون آویزون آقایون بودن
دوری دوستی،جناب آقا مدیر چرا خونتونو به غریبه نمیدید؟اینطوری رابطه شما با خونوادتون هم بهتر میشه هم با خانومتون شما باید مدیریت کنید
پاسخ:
چون نصف خونه برا منه و بقیه برا پدرجان.

سلام جناب مدیر
شما مگه سلول خاکستری هم داری ؟ گفتم شاید بر اثر رنج فراوان از دست سرکار همسر (این اسم نیست که انشاست!) همه سلولها سوخته ونابود شدند به فضل لطف سرکار همسر ! (تعجب بسیار همراه با شاخ)
به به بسی جای شکر اندر شکر داره سلولها پابرجا هستند (رضایتمندی)
شما یه شکلو نمیتونی تجسم کنی؟ (نگاه متاسف انگیزانه) دکتر مملکت مارو باش (خنده ریز خواب الود )
به قول شاعر که میگه :چرا عاقل کند کاری یوسف گمگشته باز آید  وانگهی دریا شود (نگاه خبیثانه)
راستی من مهسا خانم (khanem; khanom ) نیستم من مهسا خانوووووووم هستم دیگه تکرار نشه هاااااااا
اهان حالا شد (نگاهی با خیال راحت )
پاسخ:
سلام
میگن که داریم راست و دروغش رو خدا میدونه.
شایدددددددد
مطمئنید سلول خاکستری شما هم کار میکنه؟ با اون شعر جالبتون(نیشخند)
بله مهسا خانومممممممم(نگاه اونجوری)
زیاد کل کل کنیم منکرات تذکر میدنداااا
خانم ها جهت تنوعه و الا ...
سلام آقای تنها(دقت کن همیشه میگفتم رییس.ولی...ساره عصبانی شده).
خداکنه آقایون نخونن این پستو.مخصوصاپسرای من وحتی حضرت آقای خونه م.آخه پسر جون ،کی برای دیدن خونه با داداش  جونش رفته که شما شدین دومیش.ازهمون قدیما تا الان ماکه هرچی دیدیم و شنیدیم وخوندیم،آقایون باخانوم خونه شون میرن خونه میبینن.خانوم خونه میخواد توی اون خونه زندگی کنه نه شما.اگه پسرای من همچین توطیه ای باهم راه بندازن.من یکی جوری ادبشون میکنم که تاآخرعمر فراموش نکنن.مگراینکه شما بخوای درمورد قیمت و مسایل فنی ساختمان نظر بدی،که قابل قبوله.فقط حتما بایه پیوستی،زیرنویسی ،چیزی توضیح بذارکه مردای دیگه گمراه نشن.امون ازدست شما جوونا!!!!!!!!!!!!!!!همش برای خودتون مشکل بتراشین.خب؟
پاسخ:
سلام استاد
از مادر با تجربه ای مثل شما گفتن احتمال اول بعید بوداااا . و اون احتمال دومتون درسته و مادر جون شما که زن ها رو می شناسید مگه میشه خونه رو خودشون ندیدند قبول کنند؟
بعد از چند بار دیدن خودشون منم رفتم برای تایید نهایی. بعلههههه
زیر نویس نمیخواد خیلی تابلوهههههههه(نگاه اونجوری)

اولش یه چیزی به همه ی خانومهایی که سعی دارند جدایی بندازند بین شوهرشون و خانواده بگم که کسی که بتونه یا مجبورش کنید که قید پدر و مادر و خواهر و برادرش رو بزنه تبدیل به کسی میشه که راحت از هر کس دیگه ای میبره حتی از زن و فرزند. (البته شوهری که وابستگی های زیاد از حد به خانواده ش داره باید یه فکر معقولی براش کرد نه اینکه کلا از خانواده ش کندش!)

در مورد اتفاق جدید هم امیدوارم براتون خوب باشه ولی اگه بر اساس برداشت و شناخت شما  همسرتون به همین شکلی باشه که اینجا میگید بزودی با همین جاری هم مورادی برای اختلاف و حسادت پیدا میکنه. تنها راهش اینه که اعتماد بنفسش بقدری بالا بره که حسادت در شخصیتش  به حداقل برسه
سلام ...جناب آقای رییس ...
خوشم اومد .....حواسم بوده همیشه جواب سلامو میدی....
باید یادم باشه همیشه سلام  رو بنویسم(باکمال احترام به پسرم ..آقای رییس خان...)
چون نوشتنیه شاید گاهی یادم بره.بنویسم.ولی توی دلم سلام میکنم .شما ولی جواب سلامو بده(من باب وجوب جواب میگم).خوش باشی درکنار خانوم خونه ت....دلم  میخوادبرات کلاس مشاوره بذارم.اما کلاسام شرایط داره.توهم که بیشتر اوقات بی حوصله هستی .وسط کار بیخیال شی بری وضع بدتر از قبل میشه.حالا میل خودته.به هرحال بنده در خدمتم.فقط اینوهم بگم مشکلاتت خیلی هم بزرگ نیستن .راه حل هاهم ساده  وراحتن.باورکنین.
پاسخ:
سلام به استاد و مادر گرامی
فرزند مودب شما هستیم دیگه.
ممنوننننننننننن . چه شرایطی داره؟ نه من تو شاگردی بی حوصله نیستم.
فک کنم فراخان بزنید شاگرد زیاد جمع بشه و کلاستون شلوغ بشه هاااا
سلام.من قویا با عمه خانوم موافقم .اقای تنها همینا که عمه گفت 
پاسخ:
سلام
اوهوممممم
 بعضی ها هم مثل عروس بنده وخانم شما بلد نیستن غرمیزنن ورک میگن.اینکه بد نیست.البته به پسرم هم میگم خوبه ها ولی اونم بدترازشما حرف گوش نکنه.میبینه سه تاداداشش از زندگیشون راضین،خودش نیست ناراضیه.فکر میکنه خانم خونش حسوده.ولی به اون خدا دلش ازهمه صافتره.خانومش مهارت زندگی بلد نیست.خدایی پسرم هم بلد نیست.والاتاالان همه چی درست شده بود.به همین دلیل سر پیری و بازنشستگی به برکت وجوداین دوتا دوباره شاغل شدم وبرای جفتشون کلاس گذاشتم.مجانی به هردوتون مشاوره میدم ولی هیچ کدومتون یادم نمیدین چطور باید کامنت بذارم طولانی شد خطا نده...مجبورشم چند تیکه کنم بفرستم. شماهم با این،این ترنت ، اون ترنت تون.
راستی من پیر نیستم هااااا.هرکی بگه پیر ،خودش پیره.برا شوهرم که هنوز جوون و سوگلی م.خودمم اگه میگم جدی نگیرید

پاسخ:
شما فرشته اید استاد.
خب به نظرم این دو سه کامنت شما تو یک نظر ارسال می شد اما بیشترش رو منم بلد نیستم.
بله بزرگترین و بدترین فحش به زن همین جمله است. شما دلتو جوونه هر چیه.
حالا مادر و استاد مهربون ما چند سالش هست؟
اما اون جمله مهم"همه عروسها به همه یا بعضی از خانواده شوهرحساسند.یا با دلیل یا بدون دلیل.برخی هم کلا به خانواده شوهر آلرژی دارند.که برعکسش هم هست.خانواده شوهر به عروس آلرژی دارند"(به عنوان یک مشاور باسابقه گفتم اینو).اماچیزی که خیلی مهمه اینه که....(کاملاچشمات باز باشه ولی خانوما درویش)رییس حواستو بده من....که بعضی عروسها به قول پسرم باسیاست ونه زبان ونه غرغر روابط رو قطع یا کم میکنن.جوری که شوهر خودش بارضایت اینکاروانجام میده.پس خوشحاله... ..برو نظر بعدی.... 
باسلام خدمت شما هم نیز...
عمو من هی میخام نظر ندم آخه میگم اینجا جو متاهلیه ولی وجدانم میگه پس زکات علمت چی میشه تو میتونی با نظرات سازندت عمو رو بهره مند کنی  چ بسا استفاده کنه و زندگیش شیرین بشه.[دیوانه این تواضع خودمم]
دیگه بماند ک بنده با همین نظرای سازندم آمار طلاق رو ی تنه70درصد افزایش دادم....خخخخ
و اما من ی چیزی رو گرفتم ازکجا معلوم اینکه همسر شما طاقت ی لحظه دوری شما رو نداره و اینکه شما رو محدود میکنه از دوس داشتن زیاده و دوس داره همششششش شما پیشش باشی؟!!!!
بعدشم شاید شما زیاد رسیدگی میکنی ب خانوادتون....زیاده روی خوب نیستا نه افراط و نه تفریط....
بعدترشم مام دلمون برا برادرتون وخانومشون تنگولیده میشه آخه توو بعضی پستا راجبشون مینوشتین....سلام گرررررررم کلوچه ای ب ایشان برسانید...
پاسخ:
با سلام به شما نیز...
پس وجدانم دارید؟؟؟؟؟(دیوانه این اعتماد به نفسم)
این علم شما ما رو کشته!!! فقط کمی این زکاتش رو بیشتر کنید.
اوهوم شایدم اینطور باشه.
نتنگه بالاخره بازم به مناسبتی ممکنه ازشون مطلبی نقل بشه.

سلام ...جناب آقای رییس...
خوبین؟؟چه سوال بیخودی؟؟؟رنگ رخساره جملات خبر میدهد از سر درون....
پسرم!حالاواقعا ازخانوم خونه دوری  عاطفی گزیدی؟؟؟
خیلی اشتباه فرمودی......
امروز به عنوان یک عروس قدیمی ومادر شوهر 4تا عروس(که اتفاقا یکیشون هم اخلاقش باخانوم خونه شما مو نمیزنه)میخوام یه چیزی بگم که اینجا ندیدم کسی رک وراست بهت گفته باشه...بقیه رو تونظر بعدی بخون...حتما....

پاسخ:
سلام
ما خادم وبلاگیم.
ممنون شکر خدا. شما بهترید؟
اوهومممم
ما شالله 4 تا عروس؟؟؟؟ ان شالله آقا زاده ها و همسرانشون همگی خوشبخت باشند.
سلام به همگی...
یه حرفهایی از پست قبلی گیر کرده بود توی گلوم.باید بگم(جناب رییس چشمات درویش)
یکی از محبتهایی که باید وباید برای آقای خونه انجام بدین،بوی خوشه.همون عطروادکلن خودمون.حتما هم باید زنونه و ملایم باشه. عطرهای ملایم روی پوست زن ترکیب بویی فوق العاده ایجاد میکنه وباعث جذب ودرنهایت آرامش مردان  میشه.البته عکس قضیه هم برای آقایون صادقه ولی با درجات پایینتر. موردبعدی بوی خونه است.موقع ناهار وشام بوی غذاازآشپزخونه.حتی اگه شوهرتون ازاون دسته ای باشه که سر کار غذامیخوره.دست کم کتری قوری روی اجاق باشه.تاجایی که میتونین ازچای سازکمتراستفاده کنین.چون اجق روشن زندگی رو پویاترجلوه میده.
پاسخ:
علیک سلام
چشم ها درویش شدددد
آرزویم همه این است...

نتراود اشک از چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی

عاشق آنکه تورا می‌خواهد و به لبخند تو از خویش رها می‌گردد

و تورا دوست بدارد به همان اندازه که دلت می‌خواهد
به به سلام  بروی ماهم (نگاه متکبرانه  و بعدشم ای خنده ه ه ه )
داشتم وبگردی میکردم گفتم یه سری هم به کلبه رنجانه جناب مدیر بزنم !
میبینم که سرکار همسر تفرقه افکنی میکنن !
میگم سیاست نداری نگو نه آسه برو آسه بیا تا سرکار همسر چیزی نگه بهت! راپورتر خوبی هستی ماشاءالله (دس دس دس)
حرفای عمه خانومو باید طلا گرفت (حظ + کیف + خیلی خرسندو ...)

پاسخ:
سلام مهسا خانم
فک کنم بلاگ آیکون شکلک داشت خیلی خوب میشدا ما هم کمتر به این سلول خاکستری فشار می اوردیم تا درون پرانتزهای شما رو تصور و به شکلک تبدیل کنم.
شاید
این عمه خانم اینجا کلی طرفدار داره هااااا(نگاه حسودانه)

۱۸ شهریور ۹۳ ، ۱۶:۵۶ فاطمه دارست
شما گوش می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا زشته چندتا از فامیلای ماهم زناشون باهم از این بازی ها دارن و من همییییییییییییییییشه میگم مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد باید خودش عرضه داشته باشه البته حسادتو هم باید درنظر گرفت:(
شما با کمی سیاست میتونید جو آروم کنید.....
پاسخ:
بعلههههههههه
سلام...میگم خمیرشونداری بعدفرشته میادمیخنده.خب عزیزدل مادرتومقصری...مگه خانومت بهت دوربین نصب کرده؟توبیرون میری مگه فرقی داره باکی بری؟مگه باپول تومیخوادخونه بخره؟توکه میدونی حساسه نیابشین وردلش تمام ذارت وزورتو بگی تاشربشه...اولا ارتباط دوتابرادرربطی به خانومهانداره .خودم 8تاهستیم ومن اصراردارم که همسر م بابرادراش ارتباط ولوبیک تماس چند لحظه ای داشته باشه.اصلا انرژی این ارتباطا بزندگیم برمیگرده...توبه برادرت کمک نکنی کی بایدکمک کنه ؟حالاپولی که نشد اقلا فکرتوبهش منتقل کن.آه آه بدم اومدازنام مقدس زن
سلام.میگم خمیرشونداری فرشته میادبرام میخنده .عزیزدل مادرآخه بابرادرت بری بیرون خانومت ازکجامیفهمه؟مگه بهت دوربین مداربسته نصب میکنه؟مگه هرآدمی چقدربرادروخواهرمیتونه داشته باشه؟هرکسی تا یک زمانی میتونه ایناروداشته باشه.متنفرم ازجاریهای حسود(خودم 7تاشودارم)انگارمیخوادباپول توخونه بخره.حیف که من شوهرخانومت (امثالهم)نیستم یک کشیده نروماده میخوابوندم دم دهنش.اصلا تو برای غریبه نظرنمیدی؟توچرا انقدرخودتو ذلیل میکنی .مردمومن به حرف خانومت وامثالهم باشه بایدبری توغارزندگی کنی (البته الانم توغاری)بخداوندی خداهرچی بهرکی ایرادمیگیرم خودم درستشوانجام میدم.شوهرم بفاصله 20سال دوبارتصادف درحدمرگ کرده.دریغ ازاین 7نفرکه اجازه ی یکبارپفک خریدن نه بیشتر رابشوهراشون داده باشنحالاعیادت وکارگشایی پیشکش.بعدهرکدوم مریض بشن من با توپ وتشروحتی باهمراهی به عیادتشون میریم.(خداجای حق نشسته)ازهمه عاشقانه ترزندگی میکنم
پاسخ:
سلام
شما مرد بودی عمه جان عجب مردی می شدیدااااا(یک کشیده نروماده میخوابوندم دم دهنش)

ای کاش شما هم یاد بگیرید که مستقل بشید . مطمئن باشید  بازهم بعد از مدتی بخاطر اون یکی برادرتون و خانمش مشکل دار خواهید شد. مستقل شدن خیلی خوبه . دوری و دوستی .. اینو قدیمی ها گفتن .

اولین قدم برای اینکه توی خونه تون آرامش داشته باشید این هست که سیاست داشته باشید. لزومی نداره همه چیز را به هم بگیم. من خودم خیلی از حرفای خانواده ی خودم را اگه صلاح ندوونم به همسر نمیگم ، اگه چیزی بپرسه دروغ نمیگم ولی نمیام تعریف کنم که چه کردم چون میدوونم اون ممکنه درک نکنه . خیلی از حرفای خانواده ی همسر را به خانواده ی خودم هم نمیگم . کلا خیلی رازدارم و خیلی خووبه . چون وقتی مادر شوهرم مثلا از کارهای خوبی که جاری ام کرده و به من میخواد سرکوفت بزنه میگه، من لبخند میزنم و تایید میکنم و نمیگم که جاری ام  قبلا به من زنگ زده و چقدر ازش بد گفته .........ما زنان منبع سیاستیم . .......( لبخند)

پاسخ:
بابا منبع

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">